الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
424
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) هنگامى كه عبد اللّه بن عامر به بصره بازگشت ، تصميم گرفت تا از عامر بن عبد اللّه انتقام بگيرد ، پس به ايادى خود دستور داد تا در حق وى شهادتى باطل دهند و بر او بهتان و افترا بندند به اين مضمون كه وى در امورى كه خداوند حلال دانسته ، با مسلمين مخالفت مىكند و اينكه وى گوشت نمىخورد و به ازدواج عقيده ندارد و در نماز جمعه حاضر نمىشود « 1 » و گواهى آنها را در اين مورد به نگارش آورد و آن را به سوى عثمان فرستاد و او دستور داد تا وى را به شام تبعيد كنند و او را بر پالانى سوار كنند تا سفر وى همراه با مشقت باشد . ( 2 ) هنگامى كه با شام رسيد ، معاويه او را در « الخضراء » جاى داد و كنيزى را نزد وى فرستاد تا جاسوسى بر او باشد و اخبار و مسائلش را گزارش دهد . آن كنيز ، وى را زير نظر گرفت و ديد كه وى هنگام شب به عبادت بر مىخيزد و از هنگام سحر خارج مىشود و بعد از تاريكى هوا بازمىگردد و از طعام معاويه چيزى نمىخورد و تنها تكههاى نان را در آب مىگذاشت و آنها را تناول مىكرد تا مبادا چيزى از حرام وارد شكمش گردد . آن كنيز ، وضعيت او را به معاويه خبر داد و او نامهاى در مورد وى به عثمان نوشت و عثمان به او دستور داد تا او را صلهاى بدهد « 2 » . ( 3 ) مسلمانان بر عثمان ايراد گرفتند و آنچه را در حق اين مرد صالح كه به تقواى الهى و عدالت در ميان مردم امر كرده بود ، مورد انتقاد قرار دادند . عبد اللّه بن عامر همچنان حاكم بصره باقى ماند و با شيوهاى كه براى مسلمين ناآشنا بود ، رفتار مىنمود و از هيچ گناه ، ظلم و تجاوز ، خوددارى
--> ( 1 ) الفتنة الكبرى 1 / 116 . ( 2 ) الاصابة 3 / 85 .